
دردم این بود چرا جان میکنم،اما باز آنطور که میخواستم حضور گرمت پیشم نبود..! ...
ادامه مطلب
و اینک من مرگ را لبه پردگاه شیشه ای هنگام شکستن قلبم چشیدم..! و تو از من گذشتی ساده تر از آنچه که فکر می فکردم..! رز قرمز با فنجان تلخ قهوه را با رفتنت فراموش می کنم.. قدم زدن ها و دیوانه بازی هایمان زیر باران را چه کنم؟ ...
ادامه مطلب