کافه کافکا

متن مرتبط با «چرندیات نابهنگام» در سایت کافه کافکا نوشته شده است

چرندیات

  • نیلوبلاگ

    کم کم دیگر باورم شده بود که باید بی سر وصدا صدای خورد شدن دلم رو بشنوم. چقد منظم و دقیق کاراتو انجام میدادی چقدر آرام و بی اهمیتی به مسایل چقدر راحت میخندی.چقد خوب همیشه عادی هستی. تو خیلی از من مرد تری. کاش ذهنم یه بعدی نبود. کاش تموم فکرم پیش تو نبود. کاش نگاه کردانم رو میفهمیدی. شایدم میدونی و نمیخای من بفهمم. خیلی به آینده امید دارم ولی اگه یک آرزوم برآورده میشد مرگ رو انتخاب میکردم.دیگه از همه چی متنفرم نمیفهمم کی شب میشه نمیفهمم چرا دو روزم غذا نخورم اصلا گرسنم نمیشه .نمیفهمم چرا باید بخوابم وقتی صبح با کابوس اینکه نیستی و حتی خبری ازت نیست باید بید...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چرندیات رائفی پور | چرندیات نابهنگام | چرندیات قرآن | چرندیات پست مدرن pdf | چرندیات پست مدرن | چرندیات یک ذهن | چرندیات ذهن حمال و یاران | چرندیات یک دیوانه | چرندیات خنده دار |