کافه کافکا

متن مرتبط با «چرندیات یک دیوانه» در سایت کافه کافکا نوشته شده است

چرندیات

  • نیلوبلاگ

    کم کم دیگر باورم شده بود که باید بی سر وصدا صدای خورد شدن دلم رو بشنوم. چقد منظم و دقیق کاراتو انجام میدادی چقدر آرام و بی اهمیتی به مسایل چقدر راحت میخندی.چقد خوب همیشه عادی هستی. تو خیلی از من مرد تری. کاش ذهنم یه بعدی نبود. کاش تموم فکرم پیش تو نبود. کاش نگاه کردانم رو میفهمیدی. شایدم میدونی و نمیخای من بفهمم. خیلی به آینده امید دارم ولی اگه یک آرزوم برآورده میشد مرگ رو انتخاب میکردم.دیگه از همه چی متنفرم نمیفهمم کی شب میشه نمیفهمم چرا دو روزم غذا نخورم اصلا گرسنم نمیشه .نمیفهمم چرا باید بخوابم وقتی صبح با کابوس اینکه نیستی و حتی خبری ازت نیست باید بید...

    ادامه مطلب
  • و اینک من خدایگان دیوانه

  • نیلوبلاگ

    امشب دیوانگی در من بالا زده! نه سکوت.. نه موسیقی.. نه حتی سیگار.. دیگر هیچ چیز این دیوانگی را تسکین نمی دهد جز "عطر تنت" لعنتی..!! امشب دیوانگی را فهمیدم،بودنت همیشگی نبود. رفتنت جاودانگی است.. نه هیچ توازنی وجود ندارد که غم را وزن کند..! و من مانند سنگی پرت شده در مرداب زندگی غم ها را می بلعم و با فنجان قهوی جا مانده ی روی میزت خودم را از صحنه دنیا محو میکنم.. ...

    ادامه مطلب
  • تیک-تاک

  • نیلوبلاگ

    یک فنجان تلخُ سرد کنار شومینه حرکت تکراری آونگُ تیک تاکِ ساعت ومن ، خسته زیر باران آمدم.. ولی باز نبودی.. قاب عکست خیره شد به چشمانم.. با یاد چشم هایت؛ سیانور می نوشم.. ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    چرندیات رائفی پور | چرندیات نابهنگام | چرندیات قرآن | چرندیات پست مدرن pdf | چرندیات پست مدرن | چرندیات یک ذهن | چرندیات ذهن حمال و یاران | چرندیات یک دیوانه | چرندیات خنده دار | و اینک منم زنی تنها