پست
دیدی که تولدتم شد و هیچ اهمیتی بهت نداد؛یه عمر تنها بودی باقیشم تنها بمون.سرش گرم زندگی و دوستا و اطرافیانشه.توام که دیگه انگار هیچی حالت رو خوب نمیکنه حتی برگشتنش؛تو تنهاییت آروم و بی صدا بمیر. میدونم از همه خسته شدی؛بهش فکر نکن دوستت داشت تا حالا برگشته بود. یاد بگیر بمیری تو تنهاییت آروم و بی صدا...
آخرین پست
سلام آقا مهدی دیدی که تولدتم شد و هیچ اهمیتی بهت نداد؛یه عمر تنها بودی باقیشم تنها بمون.سرش گرم زندگی و دوستا و اطرافیانشه. توام که دیگه انگار هیچی حالت رو خوب نمیکنه حتی برگشتنش؛تو تنهاییت آروم و بی صدا بمیر. میدونم از همه خسته شدی؛بهش فکر نکن دوستت داشت تا حالا برگشته بود. یاد بگیر بمیری تو تنهایی
چرندیات
کم کم دیگر باورم شده بود که باید بی سر وصدا صدای خورد شدن دلم رو بشنوم. چقد منظم و دقیق کاراتو انجام میدادی چقدر آرام و بی اهمیتی به مسایل چقدر راحت میخندی.چقد خوب همیشه عادی هستی. تو خیلی از من مرد تری. کاش ذهنم یه بعدی نبود. کاش تموم فکرم پیش تو نبود. کاش نگاه کردانم رو میفهمیدی. شایدم میدونی و نم...
سیاهی
سه ثانیه طول کشید زانو هایم لرزید چراغ مغزم خاموش شد و آخرش همه جا سیاه. کائنات را بی خودم دیدم .. تفاوتی نداشت. چقدر نگران نبودن آدم ها و فراموش شدن ها بودم. نیستم تمام شد. از سیلی زمین و بالا آوردن خونِ دهنم از چشمام فهمیدم لبه تیغ زندگی نباید عاشق شد.یا یه عمر باید درد تدریجی نبودنش رو بکشی چون ن...
ثارح
دلم برایت تنگ شده،هرچقدر میخواهی سرم داد بزن.. هرچقدر میخواهی کار کن ،هر چقدر میخواهی بخواب، فقط بگذار یکبار دیگر یک دل سیر نگاهت کنم... بگذار ناخن هایی که با عجله کوتاهشان میکنی را یکبار دیگر ببینم، ساعت هایی که همیشه دست راستت می بندی.. آن صورت نازت که خواب بر چشمانم حرام کرده.. راستی گفته بودم قد...
عاشقتم...
آنقدر اتاق فکرم رنگ و بوی تو را می دهد که قلبم بهانه گیر شده... یا برای تو میزند ویا اینکه یک گوشه کز کرده و دنبال تو در خاطراتش میگردد..
چشم های تو..
قدم که برمی داشتی کمی اینطرف تر تورا کسی با چشم های خیسش بدرقه میکرد.قربان صدقه آن چشم هایت میرفت که فقط دستگیره در ماشینت را می دید.. تمام شد رفتی و انتظار دیدار بعدی این مرد را خواهد کشت..چقدر دلم برایت تنگ میشود..دردت به جانم آخر تو که نمیدانی من کاری جز فکر کردن به تو ندارم. کاش خامه ای بودم که ...
یگانه گل کاِئنات
بخدا دیگر آنقدر از تو فکر کرده ام و با فکرت ذهنیت ساخته ام و با ذهنیت یک رویا و در رویا زندگی که دیگر زندگی واقعی مرا از یاد برده... ببین من آنقدر از تو گفته ام که حتی خودکارم هم عاشقت شده بی تو انگار نای نوشتن ندارد.. من مالیخولیا شدم،نه جز تو دیدم،نه جز "تو "دیدم. به احترام تمام کاغذ مچاله هایی که...
جدایی
دردم این بود چرا جان میکنم،اما باز آنطور که میخواستم حضور گرمت پیشم نبود..!
و اینک من خدایگان دیوانه
امشب دیوانگی در من بالا زده! نه سکوت.. نه موسیقی.. نه حتی سیگار.. دیگر هیچ چیز این دیوانگی را تسکین نمی دهد جز "عطر تنت" لعنتی..!! امشب دیوانگی را فهمیدم،بودنت همیشگی نبود. رفتنت جاودانگی است.. نه هیچ توازنی وجود ندارد که غم را وزن کند..! و من مانند سنگی پرت شده در مرداب زندگی غم ها را می بلعم و با ...
تیک-تاک
یک فنجان تلخُ سرد کنار شومینه حرکت تکراری آونگُ تیک تاکِ ساعت ومن ، خسته زیر باران آمدم.. ولی باز نبودی.. قاب عکست خیره شد به چشمانم.. با یاد چشم هایت؛ سیانور می نوشم..
به سمت ادراک مرگ
وجود اضافی مرا اثبات کن،من از همان اول از فیزیک متنفر بودم.. این حجم کرخت بی تو فقط ساعت های تنهاییش را می شمرد.. دم غروب نگاه منتظری حجم وقت را می دید. وتو در ویرانی زیر لب میگفتی:در کوچه باد می آید این ابتدای ویرانیست..
از ای کاش گفتن متنفرم
کاش درد هایم باسرفه ای بیرون می آمد ز اعماق تنم، تا می فهمیدی که به چه طاعونی گرفتارم..!کاش چشمانم را می بستم و باز می کردم و تو آمده بودی..!کاش آخرین بار که دیدمت در خواب نبود..!
قلب شیشه ای
و اینک من مرگ را لبه پردگاه شیشه ای هنگام شکستن قلبم چشیدم..! و تو از من گذشتی ساده تر از آنچه که فکر می فکردم..! رز قرمز با فنجان تلخ قهوه را با رفتنت فراموش می کنم.. قدم زدن ها و دیوانه بازی هایمان زیر باران را چه کنم؟
بازگشت
یادمه همیشه استاد شیمی تجزیه ام میگفت حواستون به داده های اضافی مسِئله باشه گمراهتون نکنه بچه ها! انگار توام داده اضافی مسئله ام بودی.. نتیجه وقتی اشتباه دربیاد,فراوردش من می شم که انرژی ای برای تشکیل هیچ پیوند و اشتراک گذاشتن هیچ الکترونی ندارم. حالا می فهمی چرا بدم از دختر ا می یاد؟
لولی لاله بای
گفت در قرآنش هرچه را بنگری به من پی می بری... گفتمش او تمام آنجه است که میبینم، پروردگارا یا من مشرکم یا که تو عاشق نیستی....
یه مـثلث
نمی دانم یعنی نمیخواهم بدانم ولی انگار من از سردرد ها متنفر بودم اما تا تورا دیدم دوست داشتم هرآنچه "درد" داری بلا شود بر سر من ای دردت بجان بی قرار دل خسته ام..